اینجا ما خاطرات طنز و شیطونیای مدرسه و دانشگاهمون و یه سری چیزای طنز با همین موضوعات رو می نویسیم.
ما فوق دیپلممونو گرفتیم شکر خدا... الآن کلاسا واسه تافله
یه شاگرد جدید داریم اسمش طنازه دانشجوی مترجمی زبانه
جلسه ی اول آقا رحیمی گفت چی شد دوباره اومدی اینجا؟
طناز گفت من میخواستم برم آیلتس ولی خب بریتانیاییه نرفتم، بیشتر دوس دارم تیک ای تی برم که اونم شیرگاه و قائمشهر نداره بابل و ساری هم رفت و آمد برام سخت میشد بخاطر همین اومدم اینجا
فائزه آروم به آنا گفت: ما هم میخواستیم بریم گلدوزی اشتباهی اومدیم اینجا...
برچسب:
نویسنده: مکسی