اینجا ما خاطرات طنز و شیطونیای مدرسه و دانشگاهمون و یه سری چیزای طنز با همین موضوعات رو می نویسیم.
سلام به همگی ما اومدیم که از امروز شروع کنیم! البته (مکسی: ما که میگی منظورت فقط خودته دیگه؟؟؟؟ ) خوب بپر بیرون بذ حرفمو بزنم آره می گفتم البته ما بودیم سر می زدیم به وبلاگ ولی نشد بیام مطلب بنویسم.
مکسی: وایسا...واسه برو بچ امروز یه سوپرایز دارم...امروز ام زد تو فوتبال منو برد...خب؟ واسه همین میخوام حالشو بگیرم.
به این سوالا جواب بده:
کنکور رو چقد ریدی؟
- ۵۷٪
هنوز موهات میخوای همونطوری مسخره بمونه؟
-خیلی هم خوبه.
یه لاق بزن. :دی
-اینجا که کافی نته...نمیشه.
نه خداییش مث اینکه شعورت در حد آدمه...یه سوال ناموسی!!!! اون روز که جلو گاج خوردی زمین چه اتفاقی واست افتاد؟ :پی
-نه....خوبم خوبم... نو پرابلم. لاق! :-"
- بگو جون استاد قندی؟
-اِِِِِِِِِِِِِِِِ.....هه هه هه... اوهوم..بی خیال.
الان نگرانی؟
-واسه چی؟
رنج میبری؟
-از چه نظر؟
به خاطر چروک ها ی خسته کننده...
ـ (.....) ! چی مینویسی؟
تبلیغات کرم حلزونه!!!!!!
- هه هه هه هه هه !
پول داری حساب کنی اصن؟؟؟؟ نشستی میخندی؟
- پاشو بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــریم!
از من بای.
-ما بریم باید در برم چون پول و پله نیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ! خدافظ لاق!
مکسی: لوق ! :پی
برچسب:
نویسنده: مکسی