اینجا ما خاطرات طنز و شیطونیای مدرسه و دانشگاهمون و یه سری چیزای طنز با همین موضوعات رو می نویسیم.
معلم فیزیکمون داشت طرز استفاده از کولیس و ریزسنجو واسمون توضیح میداد...
گفت همین الآن گوش کنین که اگه یاد نگرفتین بیام بالاسرتون واستون توضیح بدم... اگه بخوام از اولش بیام پیش تک تکتون کل نه ماهو باید بمونیم رو کولیس و ریزسنج!
توضیحش که تموم شد گف فهمیدین؟
فاطیما گف نه خانوم من نفهمیدم
خانوم مبینی که داشت میرفت سمتش گف تو چی میگی؟ (تکیه کلامشه... خییییلی باحال میگه
)
وقتیم که رسید بالاسرش یکی شتررررققققق زد تو سرش و شرو کرد به توضیح دادن ولی انقد آروم حرف میزد که من نتونستم بقیشو بشنوم ![]()
برچسب:
نویسنده: مکسی